رد شدن به محتوای اصلی

ما

داشتم نظرم رو در مورده پست خورشید خانوم مینوشتم تو قسمت کامنت که پیش خودم فکر کردم، چه کاریه؟! اینجا ماله ماست اگرهم جوابی یا نظری هست باید همین جا بنویسیم که اینجا برای همین بوجود اومد اصلاً.
---------
دوست دارم این حکایت های شماره دار رو که کلی خاطرست. یاد آوری شیرینی اون لحظات گاهی سخت و گاهی آسون باز هم طعم خوشی دارند. ازت بابت مرور اونها ممنونم.
-----------
من مستقل تصمیم میگیرم. ولی این معنای اون نیست که خودم رو تنها میدونم. من به خدای خودم بحدی اعتقاد و ایمان دارم که میدونم اجازه اشتباه بهم نمیده. من بابت تصمیم گرفتن از خدا نشونه نخواستم، بابت انتخابم اشاره هم نخواستم که باورداشتم تو خودت همون اشاره و نشونه هستی. وقتی تونستی منو از آسمونم تکونی بدی یعنی اشاره دیگه....
--------------
یک لحظه هم به باورم به خدا شک نکن حتی اگر خدام خونه نداشته باشه. خدای من خدای مهربونیهاست خدای صداقت و راستیه. خدای مهر و عشق و امید و بخشش و برکته. این خدا خونه نمیخواد. یعنی تعریف خونه براش فرق میکنه. اگر پیامبری خونه ساخته براش، بدون که دلیلش آدمها بودن نه بی سرپناهی خدا.
دوست دارم تجربه رفتن به اون سرزمین رو با تو داشته باشم ولی نه برای دیدنه خونه خدا، که خدای من نزدیکتر و ساده تر از این حرفهاست که با کلی مناسک و اعمال بخوام نزدیکش بشم.
اینهارو گفتم برای اینکه مطمئن بشی که من هم بچیزی باور دارم. شاید باورهام فرق داشته باشند ولی برام با ارزش هستند و دلیل نداره که مخفیشون کنم یا تخطئه بشم براشون.
-------------------
روزموعود داره نزدیک میشه. امسال پاییزش از همیشه برام پر رنگیترو دل انگیزتره.
----------------------
دلم برای سفر قلنج کرده شدید.
------------------------
نیت میکنم واسه علاقه ام به تو، قربت الی الله...
;)

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

بستنی زمستونی

. تمام اون روزهایی که از دوران کودکیمون به یادمون می یاد جزء خاطراتمون محسوب می شه که به یادآوریش برای اکثر افراد شیرین و دلچسبه، شاید اون روزها توی اون دوران برامون خیلی عادی گذشته ولی قطعا الان که به یاد می یاریمشون از اون لحظاتمون کلی لذت می بریم این خاطرات می تونه برای موضوعهای خیلی خاصی نباشه ولی الان چون اون لحظات رو به یاد می یاریم برامون خیلی خاصه. من یکی از خاطرات شیرین زمستونیم برای بستنی زمستونیه. یادمه بچه که بودم همیشه زمستونها مامانم برام می خرید و من هم همیشه اسمشو یادم می رفت. یادمه یه بار توی فصل تابستون هوسش رو کردم که مامانم گفت: این بستنی ماله زمستونه که به اون صورت سرد نیست و می شه راحت تو زمستون خوردش. دیشب که هوای تهرون کاملا زمستونی شده بود برای خودم خریدم و به هومن هم گفتم: اسم واقعیش چیه؟ شاید الان فقط به این بهونه بستنی زمستونی می خورم که به دنبال خاطرات شیرین کودکیم می گردم..... .

Changeling (2008)

فیلم: (Changeling (2008 یا بچه جایگزین کارگردان: Clint Eastwood نویسنده: J. Michael Straczynski بازیگران شاخص:    Angelina Jolie, Colm Feore and Amy Ryan فیلم در شاخه:  Drama, Mystery, Thriller زمان فیلم:  141 min Changeling یعنی  بچهای که پریان بجای بچهای که دزدیده اند میگذارند.  فیلم بر اساس داستان واقعیه که در دهه 20 میلادی در لس آنجلس اتفاق افتاده، مادری که بچه اش رو گم می کنه و بعد از مدتی پلیس بچه ای دیگری رو به عنوان پسرش به او معرفی می کند. کریستین کولینز این مادر تنها تمام سعیش رو برای اثبات اینکه این پسر، پسر واقعی خودش نیست می کنه ولی پلیس اون رو به عنوان بیمار روانی به آسایشگاه روانی ها ارجاع می ده. اونجا متوجه می شه که کد 12 که به او داده شده، کدی است که به کسانیکه که از کارهای پلیس افشاگری می کنند داده می شه و به اونجا فرستاده می شند تا زمانیکه از افشاگریشون منصرف بشند. در همین حین کارگاهی قاتل زنجیره ای رو شناسایی می کنه که چندین کودک رو دزیده و اونها رو کشته بعد از این رسوایی دادگاه پلیس رو خلا...

Kill Bill: Vol.1 (2003) , Vol.2 (2004)

فیلم: (Kill Bill: Vol. 1,2 (2003),(2004 یا بیل را بکش کارگردان: Quentin Tarantion نویسنده: Quentin Tarantion بازیگران شاخص:    Uma Thurman, David Carradine, Daryl Hannah and Michael Madsen فیلم در شاخه:  Crime, Drama, Thriller زمان فیلم:  111 min 136 -  min فیلم کاملا مهیج و مملو از صحنه های خشونت آمیزه ولی در عین حال داستانه قوی و ماجراجویانه ای که پشت این صحنه هاست باعث می شه که بیننده داستان رو دنبال بکنه و بیننده هایی با سلایق متفاوتی رو به خودش جذب بکنه. فیلم داستان عروسی است که بعد از 4 سال از کما بیرون می یاد و متوجه می شه که بچه ای که در شکم داشته رو از دست داده به همین خاطر تصمیم میگیره از تمام کسانیکه در روز عروسیش به اونها حمله کردند و باعث شدند اون بچه اش رو از دست بده انتقام بگیره و در نهایت بیل سردسته این گروه رو هم حتما بکشه. اولین کسی که به سراغش می ره زن رنگین پوستی است که با پرتاب چاقو اون رو به قتل  میرسونه و دختر این زن بر سر جنازه مادرش می یاد و کیدو یا عروس داستان به دختر  مقتول می گه: (...