رد شدن به محتوای اصلی

بعد از ازدواج چه شكلي مي شويم؟؟؟

.
اگه واقعا مي خواهيد بدونيد بعد از ازدواج چه شكلي مي شيد يك مقدار بيشتر از قبل به مادر و پدرتون توجه كنيد.

بنده پا در جاپاي مادرم گذاشتم هر ايرادي كه قبلا از كارهاش مي گرفتم الان بدون هيچ كم و كاستي خودم اونها رو تكرار مي كنم خيلي جالبه قبلا هميشه مي گفتم محاله من اين كار و انجام بدم ولي الان به طور كامل اون كارها رو انجام مي دم.

برادرم مي گه: اون موقعم هر وقت مامان خونه نبود تو خوب نقش مامان رو بازي مي كردي.

هميشه به مامانم مي گفتم وقتي مهمون مي ياد اينقدر تو آشپزخونه نره بيا بشين بعدا سر فرصت كارها رو انجام مي ديم فوقش يه مقدار نامرتب مي شه حالا خودم تا دونه آخر وسايل رو سر جاش نزارم نمي يام بشينم.

هميشه به مامانم مي گفتم تو كار ما رو قبول نداري چون هيچوقت به ما كاري نمي دي حالا الان ترجيح مي دم همه كارها رو به تنهايي انجام بدم از خريد و پخت و پز تا شستشو و رفت و روب.

صبحها مامان زودتر از خواب بيدار مي شد منم با سر صداي مامان بيدار مي شدم مي گفتم: مامان كه بيدار بشه ديگه نمي شه خوابيد اينقدركه سر و صدا مي كنه، مي گفتم مامان يكم آرومتر كارها رو انجام بده مي گفت: نمي شه، مي گفتم: چطور من مي تونم همه كارهامو بدون هيچ صدايي انجام بدم. حالا مي بينم وقتي منم پا مي شم يكرنگ رو با خواب سنگينش از خواب بيدار مي كنم انگار واقعا كارهاي آشپزخونه همشون با صدا است.

قبلا به مامان واسة صرفه جويي هاش خرده مي گرفتم مي گفتم با اين صرفه جويي ها خودت رو اذيت مي كني و اين كارها هيچ فايده اي هم نداره. حالا مي بينم خودم هم يه صرفه جويي هاي مي كنم كه واقعا بي ارزشه.

مامان خيلي دل شوره اي هرجا مي خواستيم بريم اولين نفر اونجا بوديم، اولين نفر هم از اونجا بيرون مي رفتيم هميشه مي گفتم: مامان دلشو خونه جا مي زاره اينقدركه زود مي گه پاشو بريم. حالا خودم هرجا مي ريم زودي دلم مي خواد برگرديم خونه انگار منم دلم خونه جا مي مونه.

مثالها خيلي زياده يعني اينطوري مي تونم بگم كه من كه هميشه مخالف كارهاي مامانم بودم الان كه دقيق مي شم مي بينم سيبي هستم كه از وسط با مامانم نصف شده.

مطمئنم نه تنها من شما هم اگه يه كم دقت كنيد مي بينيد پا رو جا پاي مامانتون و آقايون هم رو جا پاي پدرشون گذاشتن.

.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

بستنی زمستونی

. تمام اون روزهایی که از دوران کودکیمون به یادمون می یاد جزء خاطراتمون محسوب می شه که به یادآوریش برای اکثر افراد شیرین و دلچسبه، شاید اون روزها توی اون دوران برامون خیلی عادی گذشته ولی قطعا الان که به یاد می یاریمشون از اون لحظاتمون کلی لذت می بریم این خاطرات می تونه برای موضوعهای خیلی خاصی نباشه ولی الان چون اون لحظات رو به یاد می یاریم برامون خیلی خاصه. من یکی از خاطرات شیرین زمستونیم برای بستنی زمستونیه. یادمه بچه که بودم همیشه زمستونها مامانم برام می خرید و من هم همیشه اسمشو یادم می رفت. یادمه یه بار توی فصل تابستون هوسش رو کردم که مامانم گفت: این بستنی ماله زمستونه که به اون صورت سرد نیست و می شه راحت تو زمستون خوردش. دیشب که هوای تهرون کاملا زمستونی شده بود برای خودم خریدم و به هومن هم گفتم: اسم واقعیش چیه؟ شاید الان فقط به این بهونه بستنی زمستونی می خورم که به دنبال خاطرات شیرین کودکیم می گردم..... .

Changeling (2008)

فیلم: (Changeling (2008 یا بچه جایگزین کارگردان: Clint Eastwood نویسنده: J. Michael Straczynski بازیگران شاخص:    Angelina Jolie, Colm Feore and Amy Ryan فیلم در شاخه:  Drama, Mystery, Thriller زمان فیلم:  141 min Changeling یعنی  بچهای که پریان بجای بچهای که دزدیده اند میگذارند.  فیلم بر اساس داستان واقعیه که در دهه 20 میلادی در لس آنجلس اتفاق افتاده، مادری که بچه اش رو گم می کنه و بعد از مدتی پلیس بچه ای دیگری رو به عنوان پسرش به او معرفی می کند. کریستین کولینز این مادر تنها تمام سعیش رو برای اثبات اینکه این پسر، پسر واقعی خودش نیست می کنه ولی پلیس اون رو به عنوان بیمار روانی به آسایشگاه روانی ها ارجاع می ده. اونجا متوجه می شه که کد 12 که به او داده شده، کدی است که به کسانیکه که از کارهای پلیس افشاگری می کنند داده می شه و به اونجا فرستاده می شند تا زمانیکه از افشاگریشون منصرف بشند. در همین حین کارگاهی قاتل زنجیره ای رو شناسایی می کنه که چندین کودک رو دزیده و اونها رو کشته بعد از این رسوایی دادگاه پلیس رو خلا...

Kill Bill: Vol.1 (2003) , Vol.2 (2004)

فیلم: (Kill Bill: Vol. 1,2 (2003),(2004 یا بیل را بکش کارگردان: Quentin Tarantion نویسنده: Quentin Tarantion بازیگران شاخص:    Uma Thurman, David Carradine, Daryl Hannah and Michael Madsen فیلم در شاخه:  Crime, Drama, Thriller زمان فیلم:  111 min 136 -  min فیلم کاملا مهیج و مملو از صحنه های خشونت آمیزه ولی در عین حال داستانه قوی و ماجراجویانه ای که پشت این صحنه هاست باعث می شه که بیننده داستان رو دنبال بکنه و بیننده هایی با سلایق متفاوتی رو به خودش جذب بکنه. فیلم داستان عروسی است که بعد از 4 سال از کما بیرون می یاد و متوجه می شه که بچه ای که در شکم داشته رو از دست داده به همین خاطر تصمیم میگیره از تمام کسانیکه در روز عروسیش به اونها حمله کردند و باعث شدند اون بچه اش رو از دست بده انتقام بگیره و در نهایت بیل سردسته این گروه رو هم حتما بکشه. اولین کسی که به سراغش می ره زن رنگین پوستی است که با پرتاب چاقو اون رو به قتل  میرسونه و دختر این زن بر سر جنازه مادرش می یاد و کیدو یا عروس داستان به دختر  مقتول می گه: (...