رد شدن به محتوای اصلی

دوست واقعي

.
بعضي اتفاقاتي كه تو زندگي آدمي مي افته مثل غربال عمل مي كنه آدمهاي كه دورو برت هستند رو الك مي كنه. آدمهايي كه رابطه اي عميق تر و واقعي تر دارند توي الك مي مونند در عوض آدمهايي كه كنارت هستند ولي هيچوقت يه دوست واقعي نبودند از سوراخهاي الك رد مي شند و از زندگيت خارج مي شند.
پذيرفتنش ممكنه براي آدمي سخت باشه, ممكنه كسي از الك خارج بشه كه كلي با هم خاطره دارين, خاطرات خيلي خوش و شيرين, ولي اون لحظه كه نياز داري يه دوست واقعي كنارت باشه, هيچوقت كنارت نباشه پس اين آدم بهتره كه هرچه زودتر از زندگيت خارج بشه, فرقي هم نمي كنه كه دوست دوران كودكيت باشه يا فاميل خيلي نزديك.
اوايلش ممكنه آدم احساس تنهايي بكنه يا از اينكه اين همه زمان براي اين دوستي گذاشته بوده رنجيده بشه يا اينكه خاطرات شيرينش بهش فشار بياره و دلتنگش بكنه ولي به نظر من اون تنهايي رو آدم تحمل بكنه خيلي سودمندتر ازاينه كه در كنار كساني باشه كه موقع نياز همراهش نباشن
نمي خوام بگم كه اون افراد بيشتر فكر خودشون هستند تا دوستاشون, يا قلب سنگي دارن نه اصلا, اون فرد براش من يا تو كه فكر مي كنيم دوست واقعيش هستيم جايگاهي نداريم, كه بخواد از وقتش از انرژيش يا از مالش بزنه بياد مواقع نياز به دادمون برسه, اولويتهاي ديگري داره كه براش مهم تر هستند و اگر فردي پيش تو جايگاه بالايي داره لزومي نداره كه حتما تو هم همون جايگاه رو تو زندگيه اون فرد داشته باشي. ولي وقتي مي بيني اون جايگاه رو نداري با خودت نجنگ تو هم اون رو رها كن.
اين خيلي بهتر از اينه كه دوبار از يه نفر ضربه بخوري مطمئنن اگر اون فرد همچنان در زندگيت باقي بمونه روز ديگه هم كه بهش نياز داشته باشي اون فرد به فريادت نمي رسه و به نظر من ضربه دوم سنگين تر از بار اوله چون اين بار از حماقت خودت هم ناراحت مي شي.
من اين موضوع رو دوبار تو زندگيم تجربه كردم پذيرفتنش برام خيلي سخت بود ولي عوضش دوستهاي واقعيم رو تو زندگيم شناختم هرچند ممكنه تعدادشون به كمتر از تعداد انگشتهاي يك دست برسن ولي حالا مي دونم دوست واقعيم كيه و افراد رهگذري كه تو زندگيم چند صباحي اومدند و بعد رفتند كي بودند.
.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

بستنی زمستونی

. تمام اون روزهایی که از دوران کودکیمون به یادمون می یاد جزء خاطراتمون محسوب می شه که به یادآوریش برای اکثر افراد شیرین و دلچسبه، شاید اون روزها توی اون دوران برامون خیلی عادی گذشته ولی قطعا الان که به یاد می یاریمشون از اون لحظاتمون کلی لذت می بریم این خاطرات می تونه برای موضوعهای خیلی خاصی نباشه ولی الان چون اون لحظات رو به یاد می یاریم برامون خیلی خاصه. من یکی از خاطرات شیرین زمستونیم برای بستنی زمستونیه. یادمه بچه که بودم همیشه زمستونها مامانم برام می خرید و من هم همیشه اسمشو یادم می رفت. یادمه یه بار توی فصل تابستون هوسش رو کردم که مامانم گفت: این بستنی ماله زمستونه که به اون صورت سرد نیست و می شه راحت تو زمستون خوردش. دیشب که هوای تهرون کاملا زمستونی شده بود برای خودم خریدم و به هومن هم گفتم: اسم واقعیش چیه؟ شاید الان فقط به این بهونه بستنی زمستونی می خورم که به دنبال خاطرات شیرین کودکیم می گردم..... .

Changeling (2008)

فیلم: (Changeling (2008 یا بچه جایگزین کارگردان: Clint Eastwood نویسنده: J. Michael Straczynski بازیگران شاخص:    Angelina Jolie, Colm Feore and Amy Ryan فیلم در شاخه:  Drama, Mystery, Thriller زمان فیلم:  141 min Changeling یعنی  بچهای که پریان بجای بچهای که دزدیده اند میگذارند.  فیلم بر اساس داستان واقعیه که در دهه 20 میلادی در لس آنجلس اتفاق افتاده، مادری که بچه اش رو گم می کنه و بعد از مدتی پلیس بچه ای دیگری رو به عنوان پسرش به او معرفی می کند. کریستین کولینز این مادر تنها تمام سعیش رو برای اثبات اینکه این پسر، پسر واقعی خودش نیست می کنه ولی پلیس اون رو به عنوان بیمار روانی به آسایشگاه روانی ها ارجاع می ده. اونجا متوجه می شه که کد 12 که به او داده شده، کدی است که به کسانیکه که از کارهای پلیس افشاگری می کنند داده می شه و به اونجا فرستاده می شند تا زمانیکه از افشاگریشون منصرف بشند. در همین حین کارگاهی قاتل زنجیره ای رو شناسایی می کنه که چندین کودک رو دزیده و اونها رو کشته بعد از این رسوایی دادگاه پلیس رو خلا...

Kill Bill: Vol.1 (2003) , Vol.2 (2004)

فیلم: (Kill Bill: Vol. 1,2 (2003),(2004 یا بیل را بکش کارگردان: Quentin Tarantion نویسنده: Quentin Tarantion بازیگران شاخص:    Uma Thurman, David Carradine, Daryl Hannah and Michael Madsen فیلم در شاخه:  Crime, Drama, Thriller زمان فیلم:  111 min 136 -  min فیلم کاملا مهیج و مملو از صحنه های خشونت آمیزه ولی در عین حال داستانه قوی و ماجراجویانه ای که پشت این صحنه هاست باعث می شه که بیننده داستان رو دنبال بکنه و بیننده هایی با سلایق متفاوتی رو به خودش جذب بکنه. فیلم داستان عروسی است که بعد از 4 سال از کما بیرون می یاد و متوجه می شه که بچه ای که در شکم داشته رو از دست داده به همین خاطر تصمیم میگیره از تمام کسانیکه در روز عروسیش به اونها حمله کردند و باعث شدند اون بچه اش رو از دست بده انتقام بگیره و در نهایت بیل سردسته این گروه رو هم حتما بکشه. اولین کسی که به سراغش می ره زن رنگین پوستی است که با پرتاب چاقو اون رو به قتل  میرسونه و دختر این زن بر سر جنازه مادرش می یاد و کیدو یا عروس داستان به دختر  مقتول می گه: (...